تبليغاتX
شب های بافت Baft Nights
شب های بافت Baft Nights
مطالب این وبلاگ معرفی شهر بافت، فعالیت ها و افکار و نظرات شخصی نویسنده می باشد.

نصب لوازم ورزشی در نقاط مختلف بلوار ساحلی شهر بافت - 2/9/88

خاطره اي در دوشنبه 2 آذر1388 توسط سید جواد میرحسینی

تابلو مُشَبَک

نام اثر: یا الله

تاریخ خلق اثر: 1387

خالق اثر: سیدجوادمیرحسینی بافتی

اندازه اثر:cm39 ×cm24

خاطره اي در یکشنبه 1 آذر1388 توسط سید جواد میرحسینی

الهی قبل از آنکه چیزی به من عطا کنی/توانایی و ظرفیت داشتن آن را به من عطا کن

بسیاری از آدما همین که خدا در حق آنان لطف و کرامت خود را عطا می کند و به جایگاهی و مقامی می رسند و یا سرمایه ای بدست می آورند و یا به لحاظ علمی مدارجی را کسب می نمایند،خود را از دیگر افراد جامعه جدا می کنند و فقط به مال،مقام و یا علم خویش می نازند و بس. که نمونه اینگونه افراد در جامعه بویژه در شهر ما به وفور یافت می شوند .

پس از خداوند متعال می خواهیم قبل از عطای هر نعمتی از انعام بی شمار خود ظرفیت داشتن آن را به ما عطا کند .

خاطره اي در شنبه 30 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

ساعت 30/5 روز پنجشنبه 28/8/88 بود که با دوستان جهت خرید وسیله ای به طرف بازار میثم به راه افتادیم قبل از رفتن به بازار هیچ خبری از حتی یک قطره باران نبود وقتی کارمان در بازار تمام و قصد ترک بازار را داشتیم به بیرون که نگاه کردیم نم نم بارون پاییزی را که بر روی درختان و آدمهای شهر می آمد مشاهده کردیم دوست داشتم بروم و زیر قطره های بارون و کنار برگهای زرد درختان شهرم فریاد بزنم که خدایا از این همه لطف و محبتت ممنونم بارون تا پاسی از شب ادامه داشت بعضی لحظه ها شدتش بیشتر و بعضی مواقع کمتر می شد بله دوستان عزیز آخرین بارون آبانماه سال 88 را با آنهمه لطافت و زیبایی خاص خودش را در آن شب به یادماندنی به نظاره نشستیم .................

خاطره اي در جمعه 29 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

وبلاگ شبهای بافت ضایعه درگذشت بانوی سینمای ایران "نیکو خردمند" را به همه مردم ایران بویژه خانواده محترم ایشات تسلیت عرض می نماید.

خاطره اي در چهارشنبه 27 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

دومین سمینار فرصت های سرمایه گذاری استان کرمان در تاریخ های 28 و 29 آبان ماه 88 برگزار می شود در این سمینار علاقمندان میتوانند نسبت به ارسال مقالات خود در زمینه محورهای همایش اقدام نمایند . فرصت ارسال چکیده مقالات تا 25 مرداد 88 و اصل مقالات تا 25 مهرماه 88 می باشد . شهرستان بافت به عنوان شهرستان ویژه همایش دوم دارای غرفه ای مخصوص در نمایشگاه جانبی همایش دوم خواهد بود. 

 

ادامه .....

منبع: http://www.kermaninvestmentseminar.ir

خاطره اي در شنبه 23 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

مدتی بود که با دوستان و رفقا تصمیم گرفته بودیم جهت تفریح به مکانی برویم هر کسی جایی رو پیشنهاد می کرد یه نفر می گفت برویم خبر دیگری چشمه عروس رابر رو پیشنهاد داد و سرتان را به درد نیاورم تصمیم گرفتیم به جایی نزدیک بافت برویم بچه ها گفتند مدتی هست که به سد بافت نرفتیم و آن را ندیدیم برویم و ببینیم آب سد چقدر شده آیا ارزش دیدن داره یا نه؟ سفر یکروزه ما به آسیاب جفته به تصویب بچه ها رسید و همه بچه ها قبول کردند شب قبل از روز تعطیل یعنی پنجشنبه، با ماشین به همراه دوستان دنبال تهیه غذا رفتیم و هر کسی کاری را تقبل کرد ما هم از شانسمون تهیه میوه آن روز به ما خورد شب شد و ما هم میوه ها را خریده و آنها را شستیم و توی یخچال گذاشتیم تا صبح زود آنها را با خود به همراه بیاوریم ساعت حدودا 40/8 شب شده بود و منتظر بودیم که سریال دلنوازان شروع شود بعد از پایان سریال و صرف شام و یکسری کارهای دیگر به خواب شیرین شب قبل از روز تعطیل رفتم عجب خوابی بود شیرین و دلچسب اما چسبش مثل چسب کاغذی شل و آبکی نبود صبح زود از خواب بیدار شدم اصلا دلم نمی آمد از خواب بیدار شوم چون پلکهای چشمم هنوز باز نمی شد و هوس بقیه خواب را می کرد وقتی از دور ساعت را نگاه کردم عقربه کوچک ساعت را بر روی 5 و عقربه بزرگتر از آن را بر روی 4 دیدم عقربه بزرگتر و قرمز آن هم از دور به چشم نمی آمد بله درست حدس زدید ساعت حدودا 20/5 صبح بود بعد از شستن دست و صورت به بچه ها زنگ زدم تازه فهمیدم چقدر زود از خواب بیدار شده بودم همه بچه ها خواب خواب بودند بله اگر خود شما هم بودید از خواب شیرین یک روز تعطیل نمی زنید بالاخره بعد از کلی دردسر چند نفر از بچه ها را بیدار کردم قرار گذاشتیم همه بچه ها ساعت 10 دقیقه مانده به 6 صبح خودشان را به میدان معلم فعلی یا همان میدان آموزش پرورش سابق برسونند من هم همراه وسایلم خودم را به سر قرار رساندم دیدم انگار نه انگار قراری بوده هست نیست  ساعت که 6 شد دیدم قطره قطره بچه ها جمع می شوند با کلی گله از بچه ها سفرمان را آغاز کردیم توی راه هر کسی حرفی را به زبان می آورد یه نفر جوک می گفت و خنده را در صبح یک روز دلچسب بر روی لبان بچه ها می آورد دیگری از خبرهای روز شهر می گفت و .... وقتی به میدان اول شهر رسیدیم افتادیم سر دوراهی تصمیم گرفتیم از طرف رودخانه بافت برویم چون هم سرسبز بود و هم آب و هوای خوبی داشت راه افتادیم  در میانه راه یکی از بچه ها مقداری نخود و کشمش تبرکی با خود به همراه آورده بود که به همه داد و همه را تا حدودی شارژ کرد رفتیم تا اینکه به نزدیکی سد و قسمتی در کنار رودخانه که سرسبز بود رسیدیم واقعا عجب هوای لذت بخشی داشت تصور کنید صبح روز تعطیل آن هم کنار رودخانه همه چی برای یک روز عالی آماده بود همانجا کلنگ چادر را زدیم هر کسی به کاری مشغول بود یه نفر دنبال جمع کردن چوب جهت تهیه چای یه نفر دیگه هم دنبال پهن کردن حصیر و چادر همراه بود خوب دیگه سفر هست و کار جمعی بعد از کلی کار همه با هم دور هم جمع شدیم و صبحانه آن روز که جای شما خالی بود  با آن چای مشتی و داغ خوردیم بعد از استراحت همه با هم رفتیم که سد را از نزدیک ببینیم آب خوبی در پشت سد جمع شده بود واقعا ارزش دیدن هم داشت  بعد از دیدن سد به طرف چادر راه افتادیم  ساعت حدودا 1 ظهر شده بود که بچه ها هر کدام جهت تهیه نهار مشغول فعالیت کاری شدند نهار سفر هم جای شما خالی جوجه کباب بود و بس که واقعا بچه ها زحمت کشیدند و نهار خوشمزه ای هم  درست کردند سرتان را به درد نیاورم بعد از خوردن نهار خوشمزه و استراحت عصر با همه بچه ها بعد از کلی تفریح به خانه برگشتیم آن روز بچه ها از سد چند تا عکس گرفتند که با هم به تماشای آنها می نشینیم :

خاطره اي در جمعه 22 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

ماجرا از این قرار است که:

امروز ظهر ساعت 12 به اتفاق یکی از دوستان به جلسه هم اندیشی نخبگان شهر با مدیرکل صدا و سیمای مرکز کرمان که در سالن فرمانداری تشکیل شده بود رفتیم ابتدا قرار بود جلسه ساعت 12 برگزار شود که حدودا ساعت 30/12 آغاز شد تقریبا نیمی از افراد دعوت شده به جلسه را می شناختم نمی خواهم برایتان گزارش بنویسم اما انچه اتفاق افتاده را برایتان شرح می دهم در ابتدای جلسه شعر آقای محدث یکی از شاعران بافتی در وصف بافت به دلم نشست و از اینکه خود بافتی هستم افتخار می کنم بعد از ایشان جناب آقای کاشانی به نمایندگی از دانشگاهیان شهر چند کلامی صحبت نمودند ایشان به داشتن استعدادهای عظیم شهر من جمله داشتن وجود 45 نفر از اساتید دانشگاههای کشور که به درجه استاد تمامی رسیده اند را افتخار بزرگ شهر دانستند و افزودند در شهرستان بافت 3 دانشگاه معتبر من جمله دانشکده مدیریت و اقتصاد به ظرفیت 600 دانشجو ، دانشگاه آزاد به ظرفیت 6000 دانشجو و دانشگاه پیام نور به ظرفیت 2500 دانشجو به فعالیت مشغول می باشند ببخشید شاید ارقامی که استفاده نمودم را زیاد بخاطر ندارم اما آنچه را بخاطر دارم را ذکر کردم از اصل مطلب دور نشویم بعد از ایشان جناب آقای حمیدرضا کاشانی به نمایندگی از هنرمندان شهر سخنانی ایراد نمودند ایشان با اشاره به کم رنگ بودن برنامه هایی در زمینه معرفی بازیگران و سایر هنرمندان شهرستان بافت افزودند در شهرستان دیوار هنرمندان این خطه کوتاه تر از سایر اقشار می باشد ایشان با اشاره به داشتن هنرمندان نامی شهرستان که در کشور در بیشتر زمینه ها دارای رتبه های ارزنده می باشند افزودند تا کنون هیچ برنامه ای از صداو سیمای کرمان جهت معرفی هنرمندان شهرستان صورت نگرفته است در ادامه جلسه چند تن از اقشار مختلف شهر مشکلات خود را بیان نمودند در لابلای جلسه نگاهی به ساعت سالن انداختم ساعت 30/14 شده بود اما همچنان جلسه ادامه داشت در پایان جلسه حجت الاسلام موسوی مدیر کل صدا و سیما مرکز کرمان نیز توضیحاتی در بیشتر زمینه هایی که نخبگان شهر، آنان را مدنظر قرار داده بودند را بیان نمودند ساعت حدودا 3عصر شده بود که به اتفاق دوستم سالن فرمانداری را ترک می کردم چشمهایم دیگر رمق پلک زدن را نداشت به خانه که رسیدم بعد از خوردن نهار سریع بالشت را برداشتم و در گوشه ای از اتاق خانه به خواب رفتم.

نویسنده وبلاگ و يكي از مدعوين جلسه:واقعا جای تاسف دارد که هیچگونه اقدامی در زمینه معرفی هنرمندان این شهرستان در استان انجام نگرفته است حتی کسانیکه به جلسه دعوت شده بودند نیز اطلاع کافی از هنرمندان نامی شهرستان نداشتند حیف شد که نامی از دکتر "عطاء الله امیدوار" عکاس و نقاش معروف شهر و کشورمان به میان نیامد حیف شد که نامی از بازیگر معروف کشورمان جناب آقای "عبدالرضا اکبری" که در حال حاضر شاهد هنرنمایی ایشان در مجموعه پربیننده "دلنوازان" هستیم(نقش اتابک پدر بهزاد) به میان نیامد واقعا حیف شد .............................

در پایان از جناب آقای حمیدرضا کاشانی که به نمایندگی از هنرمندان پر آوازه و پر افتخار شهرستان سخنان زیبا و دلنشینی را بیان نمودند تشکر فراوان دارم. 

خاطره اي در دوشنبه 18 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

میدان آزادی شهر بافت 15/8/1388





خاطره اي در جمعه 15 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

تصاویری از میدان معلم شهر بافت که در تاریخ 2/5/1388 عکس برداری شده است.


با تشکر فراوان از جناب آقای مهدی رضایی بافتی

خاطره اي در دوشنبه 11 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

با سلام و عرض احترام خدمت همه دوستان و همشهریان عزیز

از کلیه دوستان وهمشهریان عزیز و گرانقدر که از راههای دور و نزدیک  جهت بازدید از نمایشگاه، بنده را مورد لطف و محبت قرار داده اند صمیمانه سپاسگزاری می نمایم.

ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻳﻢ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭﺳﺎﻳﻪ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺍﻟﻬﻲ ﻣﻮﻓﻖ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﺯ ﺑﺎﺷﻴﺪ.

"سیدجوادمیرحسینی" نویسنده وبلاگ

خاطره اي در یکشنبه 10 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

شعری زیبا در وصف شهرستان بافت:

 

خلد برین نمونه جنت سرای "بافت"  

                                           تنگ آمده فضای جهان از فضای "بافت"

با آن لطافت آب و هوای بهشت عدن

                                           کی همسری نموده به آب و هوای "بافت"

خاطره اي در پنجشنبه 7 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

سلام بر دوستان و همشهریان گرامی

اوایل همین هفته برابر با 2 آبانماه سال جاری برنامه ای فرهنگی هنری از طرف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بافت در سالن اجتماعات نمایشگاه بزرگ کتاب کرمان با اجرای موسیقی محلی زنده و اجرای نمایش تئاتر از بچه های بافت و برپایی نمایشگاه آثار هنری هنرمند سیدجوادمیرحسینی در مصلی بزرگ کرمان برگزار شد که به اتفاق هم به مشاهده تصاویری از این برنامه فرهنگی هنری می نشینیم:


خاطره اي در پنجشنبه 7 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

ما از دیار " بافت " می گوییم

از سرزمین باغهای سبز

از سرزمین دشتهای گل

آنجا که کوه لاله زار آن پر برف و پابرجاست

آنجا که جنگل های بادامش همچون حریر سبز، بس زیباست

از سرزمین گوغر و زیبا بهارانش

ییلاق خوش آب و هوای دامدارانش

"چشمه عروس" رابر و آن چشمه سارانش

از خبر و از دهسرد و آن شیرین انارانش

ما از دیار بافت می گوییم

از "تپه یحیی" بابل "صوغان"

از مهد استعداد، از دامن "بنگان"

از شهر استعداد، از شهر دانشجو

شهر پزشکان گرامی قدر

شهر شهیدان شقایق رو

شهر دبیران قناعتگر

آموزگاران حقیقت جو

ما از دیار بافت می گوییم ......................

خاطره اي در دوشنبه 4 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

با درود به همه همشهریان و دوستان عزیز و گرامی

به اطلاع همشهریان و دوستان گرامی می رساند نمایشگاهی از آثار هنری هنرمند سیدجوادمیرحسینی از طرف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بافت بمدت 1 روز در روز شنبه دوم آبانماه سال جاری در محل مصلی بزرگ کرمان همراه با نمایشگاه کتاب بزرگ کرمان برگزار می گردد از کلیه هنرمندان و هنردوستان جهت بازدید از این نمایشگاه دعوت بعمل می آید   .  

 

خاطره اي در جمعه 1 آبان1388 توسط سید جواد میرحسینی

سلام دوستان و عزیزان گرامی

در آخرین مطلبی که درج کرده بودم قول داده بودم که تا قبل از اسفندماه سال جاری نمی آیم اما چند وقت پیش در دنیای پرتلاطم وب می گشتم که چند تا عکس زیبا مرا مجذوب خود کرد و از آن لذت بردم حیفم آمد شما را از این عکسها بی نصیب بگذارم ،عکسها با کیفیت خیلی بالا گرفته شده با هم به تماشای آنها می نشینیم:

روباه قرمز: در دمای صفر درجه پارک ملی Yellowstone،
روباه قرمزی در تلاش گرفتن موش است

 

باقرقره دم سفید: جنگل ملی Arapaho،‌ کلرادوی آمریکا

 

گورخرها: صحرای کالاهاری در بوتسوانا

 

بایسون (گاومیش وحشی اروپا و آمریکای شمالی): پارک ملی
Yellowstone National آمریکا

منبع:http://1pezeshk.com

خاطره اي در سه شنبه 28 مهر1388 توسط سید جواد میرحسینی

درود بر شما

مدتی بود که بخاطر سرماخوردگی (اشتباه نکنید آنفلوانزا نگرفته ام) و سایر کارها که درگیر آن بودم نتوانستم وبلاگ را آپ کنم الان هم که اومدم بخاطر این بود که خبر بدم که تا اواخر بهمن (زمان فرارسیدن امتحان کارشناسی ارشد) نمی تونم وبلاگ را آپ کنم چون برنامه ریزی کردم که برای ارشد بخوانم البته بماند چه رشته ای و الان هم مدتی هست که شروع به درس خواندن کرده ام و بعد از بهمن دوباره وبلاگ را پر از مطالب رنگارنگ خواهم کرد مثل گفتگو با شاعر آشنای شهرمون بافت جناب آقای اسکندر کاشانی و دیگر مطالب که احتمالا بعد از بهمن آنها را در وبلاگ درج خواهم نمود اما شما دوستان عزیز می توانید با درج نظرتون در انتهای هر مطلب و یا پیشنهاد و انتقاد به آدرس الکترونیکی وبلاگ ما را در هر چه بهتر شدن وبلاگ یاری نمائید.

بادرود

باتشکر نویسنده وبلاگ سیدجوادمیرحسینی

خاطره اي در دوشنبه 13 مهر1388 توسط سید جواد میرحسینی
قالب وبلاگ